با فیتیتو

همیشه فیتی تو

هر آنچه باید در مورد افسردگی (اختلال افسردگی اساسی) بدانید

آنچه در این مقاله می‌خوانید

افسردگی چیست؟

افسردگی به عنوان یک اختلال خلقی طبقه بندی می شود. ممکن است به عنوان احساس غم، از دست دادن یا خشم توصیف شود که با فعالیت های روزمره فرد تداخل ایجاد می کند.

همچنین نسبتاً رایج است. داده‌های مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها تخمین می‌زند که 18.5 درصد از بزرگسالان آمریکایی در هر دوره 2 هفته‌ای در سال 2019 علائم افسردگی داشتند(1).

اگرچه افسردگی و اندوه در برخی ویژگی‌ها مشترک هستند، اما افسردگی با اندوهی که پس از از دست دادن یکی از عزیزان احساس می‌شود یا غم و اندوه پس از یک رویداد آسیب‌زا در زندگی متفاوت است. افسردگی معمولاً شامل بیزاری از خود یا از دست دادن عزت نفس است، در حالی که غم و اندوه معمولاً چنین نیست.

در اندوه، عواطف مثبت و خاطرات شاد متوفی معمولاً با احساس درد عاطفی همراه است. در اختلال افسردگی اساسی، احساس غم و اندوه ثابت است.

شرایطی که ممکن است به دلیل افسردگی بدتر شود عبارتند از:

  • آرتروز
  • آسم
  • بیماری قلب و عروقی
  • سرطان
  • دیابت
  • چاقی


درک این نکته مهم است که احساس ناراحتی گاهی بخشی عادی از زندگی است. حوادث غم انگیز و ناراحت کننده برای همه اتفاق می افتد. اما اگر به طور منظم احساس ناراحتی یا ناامیدی می کنید، ممکن است با افسردگی دست و پنجه نرم کنید.

افسردگی یک وضعیت پزشکی جدی در نظر گرفته می شود که بدون درمان مناسب می تواند بدتر شود.

علائم افسردگی

افسردگی می تواند چیزی بیش از یک حالت غمگینی یا احساس ناراحتی باشد.

افسردگی شدید می تواند علائم مختلفی ایجاد کند. برخی بر خلق و خوی شما و برخی دیگر بر بدن شما تأثیر می گذارند. علائم همچنین ممکن است ادامه داشته باشند یا بیایند و بروند.

علائم و نشانه های عمومی

همه افراد مبتلا به افسردگی علائم مشابهی را تجربه نمی کنند. علائم ممکن است از نظر شدت، تعداد دفعات بروز و مدت زمان آنها متفاوت باشد.

اگر تقریباً هر روز به مدت حداقل 2 هفته برخی از علائم و نشانه های زیر را تجربه می کنید، ممکن است با افسردگی زندگی کنید(2):

  • احساس غمگینی، مضطرب یا «خالی بودن»
  • احساس ناامیدی، بی ارزشی و بدبینی
  • گریه زیاد
  • احساس ناراحتی، عصبانیت یا خشم
  • از دست دادن علاقه به سرگرمی ها و علایقی که زمانی از آنها لذت می بردید
  • کاهش انرژی یا خستگی
  • مشکل در تمرکز، به خاطر سپردن یا تصمیم گیری
  • آهسته تر حرکت کردن یا صحبت کردن
  • مشکل در خوابیدن، صبح زود بیدار شدن یا خواب زیاد
  • اشتها یا تغییرات وزن
  • درد فیزیکی مزمن بدون علت مشخص که با درمان بهبود نمی یابد (سردرد، درد یا درد، مشکلات گوارشی، گرفتگی عضلات)
  • افکار مرگ، خودکشی، آسیب رساندن به خود یا اقدام به خودکشی

علائم افسردگی در میان مردان، زنان، نوجوانان و کودکان متفاوت است.

مردان ممکن است علائم مربوط به خود را تجربه کنند:

  • خلق و خویی مانند عصبانیت، پرخاشگری، تحریک پذیری، اضطراب یا بی قراری
  • بهزیستی عاطفی، مانند احساس پوچی، غمگینی یا ناامیدی
  • رفتارهایی مانند از دست دادن علاقه، عدم لذت بردن از فعالیت های مورد علاقه، احساس خستگی آسان، افکار خودکشی، نوشیدن بیش از حد، مصرف مواد مخدر، یا شرکت در فعالیت های پرخطر.
  • علاقه جنسی، مانند کاهش میل جنسی یا عدم عملکرد جنسی
  • توانایی های شناختی، مانند ناتوانی در تمرکز، مشکل در انجام وظایف، یا تاخیر در پاسخ در طول مکالمات
  • الگوهای خواب، مانند بی خوابی، خواب بی قرار، خواب آلودگی بیش از حد، یا نخوابیدن در طول شب
  • سلامت جسمانی مانند خستگی، درد، سردرد یا مشکلات گوارشی

زنان ممکن است علائم مربوط به خود را تجربه کنند:

  • خلق و خو، مانند تحریک پذیری
  • بهزیستی عاطفی، مانند احساس غمگینی یا پوچی، مضطرب یا ناامیدی
  • رفتارهایی مانند از دست دادن علاقه به فعالیت ها، کناره گیری از مشارکت های اجتماعی یا افکار خودکشی
  • توانایی های شناختی، مانند فکر کردن یا صحبت کردن آهسته تر
  • الگوهای خواب، مانند مشکل در خوابیدن در طول شب، زود بیدار شدن یا خواب زیاد
  • سلامت جسمانی، مانند کاهش انرژی، خستگی بیشتر، تغییر در اشتها، تغییرات وزن، درد، درد، سردرد یا افزایش گرفتگی عضلات

کودکان ممکن است علائم مربوط به موارد زیر را تجربه کنند(3):

  • خلق و خوی، مانند تحریک پذیری، عصبانیت، تغییر سریع خلق و خو یا گریه کردن
  • بهزیستی عاطفی، مانند احساس بی کفایتی (به عنوان مثال، “من نمی توانم هیچ کاری را درست انجام دهم”) یا ناامیدی، گریه کردن، یا غمگینی شدید
  • رفتارهایی مانند ایجاد مشکل در مدرسه یا امتناع از رفتن به مدرسه، دوری از دوستان یا خواهر و برادرها، افکار مرگ یا خودکشی یا آسیب رساندن به خود
  • توانایی های شناختی، مانند مشکل در تمرکز، کاهش عملکرد مدرسه، یا تغییر در نمرات
  • الگوهای خواب، مانند مشکل در خوابیدن یا خواب زیاد
  • سلامت جسمانی، مانند از دست دادن انرژی، مشکلات گوارشی، تغییر در اشتها، یا کاهش یا افزایش وزن

افسردگی باعث می شود

دلایل متعددی برای افسردگی وجود دارد. آنها می توانند از بیولوژیکی تا شرایطی متغیر باشند.

علل شایع عبارتند از:

شیمی مغز. ممکن است یک عدم تعادل شیمیایی در قسمت هایی از مغز که خلق و خو، افکار، خواب، اشتها و رفتار افراد مبتلا به افسردگی را مدیریت می کند، وجود داشته باشد.
سطوح هورمونی. تغییرات در هورمون‌های زنانه استروژن و پروژسترون در دوره‌های زمانی مختلف مانند چرخه قاعدگی، دوره پس از زایمان، پیش از یائسگی یا یائسگی ممکن است خطر ابتلا به افسردگی را در فرد افزایش دهد.
سابقه خانوادگی. اگر سابقه خانوادگی افسردگی یا اختلال خلقی دیگری دارید، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی هستید.
ترومای اوایل دوران کودکی. برخی از رویدادها بر نحوه واکنش بدن شما به ترس و موقعیت های استرس زا تأثیر می گذارد.
ساختار مغز. اگر لوب پیشانی مغز شما کمتر فعال باشد، خطر افسردگی بیشتر است. با این حال، دانشمندان نمی دانند که آیا این قبل یا بعد از شروع علائم افسردگی اتفاق می افتد.
شرایط پزشکی. برخی شرایط ممکن است شما را در معرض خطر بیشتری قرار دهد، مانند بیماری مزمن، بی خوابی، درد مزمن، بیماری پارکینسون، سکته مغزی، حمله قلبی و سرطان.
مصرف مواد. سابقه سوء مصرف مواد یا الکل می تواند بر خطر شما تأثیر بگذارد.
درد. افرادی که برای مدت طولانی درد عاطفی یا مزمن فیزیکی را احساس می کنند، به میزان قابل توجهی احتمال ابتلا به افسردگی را دارند.

عوامل خطر

عوامل خطر افسردگی می تواند بیوشیمیایی، پزشکی، اجتماعی، ژنتیکی یا شرایطی باشد. عوامل خطر رایج عبارتند از:

جنسیت. شیوع افسردگی اساسی در زنان دو برابر بیشتر از مردان است(4).
ژنتیک. اگر سابقه خانوادگی افسردگی دارید، خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهید(5).
وضعیت اجتماعی و اقتصادی. وضعیت اجتماعی و اقتصادی، از جمله مشکلات مالی و وضعیت اجتماعی پایین درک شده، می تواند خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهد(6).
داروهای خاص. برخی از داروها از جمله برخی از انواع کنترل بارداری هورمونی، کورتیکواستروئیدها و بتابلوکرها ممکن است با افزایش خطر افسردگی مرتبط باشند(7).
کمبود ویتامین D. مطالعات علائم افسردگی را با سطوح پایین ویتامین D مرتبط کرده اند(8).
هویت جنسیتی. طبق یک مطالعه در سال 2018، خطر افسردگی برای افراد ترنس تقریبا 4 برابر افراد سیس جندر است(9).
سوء استفاده از مواد. حدود 21 درصد از افرادی که دارای اختلال مصرف مواد هستند نیز افسردگی را تجربه می کنند.
بیماری های پزشکی. افسردگی با سایر بیماری های مزمن پزشکی همراه است. افراد مبتلا به بیماری قلبی تقریباً دو برابر بیشتر از افرادی که مبتلا به افسردگی هستند، خطر ابتلا به افسردگی را دارند، در حالی که از هر 4 فرد مبتلا به سرطان، 1 نفر ممکن است افسردگی را تجربه کند(10،11).

درمان افسردگی

شما ممکن است با موفقیت علائم را با یک نوع درمان مدیریت کنید، یا ممکن است متوجه شوید که ترکیبی از درمان ها بهترین کار را دارد.

ترکیب درمان های پزشکی و درمان های سبک زندگی، از جمله موارد زیر، معمول است:

داروها

متخصص مراقبت های بهداشتی شما ممکن است تجویز کند:

مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)
SSRI ها رایج ترین داروهای ضد افسردگی هستند که معمولاً عوارض جانبی کمی دارند. آنها افسردگی را با افزایش در دسترس بودن انتقال دهنده عصبی سروتونین در مغز شما درمان می کنند.

SSRI ها را نباید با داروهای خاصی از جمله مهارکننده های مونوآمین اکسیداز (MAOIs) و در برخی موارد تیوریدازین یا اوراپ (پیموزید) مصرف کرد(12).

افرادی که باردار هستند باید با متخصصان مراقبت های بهداشتی خود در مورد خطرات مصرف SSRI در دوران بارداری صحبت کنند(13). همچنین اگر مبتلا به گلوکوم با زاویه باریک هستید، باید از منبع مطمئن استفاده کنید.

نمونه هایی از SSRI ها عبارتند از سیتالوپرام (Celexa)، اسیتالوپرام (Lexapro)، فلووکسامین (Luvox)، پاروکستین (Paxil، Paxil XR، Pexeva)، و سرترالین (Zoloft).

مهارکننده های بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین (SNRIs)
SNRI ها با افزایش میزان انتقال دهنده های عصبی سروتونین و نوراپی نفرین در مغز، افسردگی را درمان می کنند.

SNRI ها نباید با MAOI مصرف شوند. اگر مشکلات کبدی یا کلیوی یا گلوکوم با زاویه باریک دارید، باید احتیاط کنید.

نمونه هایی از SNRI ها عبارتند از دسوونلافاکسین (Pristiq، Khedezla)، دولوکستین (Cymbalta، Irenka)، لوومیلناسیپران (Fetzima)، میلناسیپران (Savella)، و ونلافاکسین (Effexor XR).

داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای و چهار حلقه ای
داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای (TCAs) و ضد افسردگی های چهار حلقه ای (TECAs) با افزایش میزان انتقال دهنده های عصبی سروتونین و نوراپی نفرین در مغز، افسردگی را درمان می کنند.

TCA ها می توانند عوارض جانبی بیشتری نسبت به SSRI یا SNRI ایجاد کنند. از مصرف TCA یا TECA با MAOI خودداری کنید. اگر مبتلا به گلوکوم با زاویه باریک هستید با احتیاط استفاده کنید.

نمونه هایی از داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای عبارتند از آمی تریپتیلین (Elavil)، دوکسپین (Sinequan)، ایمی پرامین (Tofranil)، تریمیپرامین (Surmontil)، دزیپرامین (Norpramin)، نورتریپتیلین (Pamelor، Aventyl)، و پروتریپتیلین (Vivactil).

داروهای ضد افسردگی غیر معمول
مهارکننده های بازجذب نورآدرنالین و دوپامین (NDRIs)
این داروها می توانند افسردگی را با افزایش سطح دوپامین و نورآدرنالین در مغز شما درمان کنند.

نمونه هایی از NDRI ها شامل بوپروپیون (ولبوترین) است.

مهارکننده های مونوآمین اکسیداز (MAOIs)
MAOI ها افسردگی را با افزایش سطح نوراپی نفرین، سروتونین، دوپامین و تیرامین در مغز شما درمان می کنند(14).

به دلیل عوارض جانبی و نگرانی های ایمنی، MAOI ها اولین انتخاب برای درمان اختلالات سلامت روان نیستند(15). آنها معمولاً فقط در صورتی استفاده می شوند که سایر داروها در درمان افسردگی ناموفق باشند.

آنتاگونیست های N-متیل D-آسپارتات (NMDA)
آنتاگونیست های N-methyl-D-aspartate (NDMA) افسردگی را با افزایش سطح گلوتامات در مغز درمان می کنند(16). گلوتامات یک انتقال دهنده عصبی است که اعتقاد بر این است که در افسردگی نقش دارد.

آنتاگونیست های NMDA فقط در بیمارانی استفاده می شود که با سایر درمان های ضد افسردگی موفقیت آمیز نبوده اند.

FDA یک داروی NDMA به نام Esketamine Trusted Source (Spravato) را برای درمان افسردگی تایید کرده است(17).

اسکتامین (Esketamine) یک اسپری بینی است که فقط از طریق یک برنامه محدود به نام Spravato REMS در دسترس است.

بیماران ممکن است پس از مصرف دارو دچار خستگی و گسستگی (مشکل در توجه، قضاوت و تفکر) شوند. به همین دلیل، اسکتامین در یک محیط مراقبت های بهداشتی تجویز می شود که در آن یک متخصص مراقبت های بهداشتی می تواند از نظر آرام بخشی و جداسازی نظارت کند.

هر نوع دارویی که برای درمان افسردگی استفاده می شود دارای مزایا و خطرات بالقوه است.

روان درمانی

صحبت کردن با یک درمانگر می تواند به شما کمک کند تا مهارت های مقابله با احساسات منفی را بیاموزید. همچنین ممکن است از جلسات درمانی خانواده یا گروهی بهره مند شوید.

روان درمانی که به عنوان «گفتگودرمانی» نیز شناخته می شود، زمانی است که فرد با یک درمانگر آموزش دیده صحبت می کند تا عواملی را که به وضعیت سلامت روانی او کمک می کنند، شناسایی کند و یاد بگیرد که چگونه با آن کنار بیاید.

نشان داده شده است که روان درمانی به عنوان یک منبع معتبر درمانی موثر در بهبود علائم در افراد مبتلا به افسردگی و سایر اختلالات روانپزشکی است(18).

روان درمانی اغلب در کنار درمان دارویی استفاده می شود. انواع مختلفی از روان درمانی وجود دارد و برخی افراد به یک نوع بهتر از نوع دیگر پاسخ می دهند.

درمان شناختی رفتاری (CBT)
در درمان شناختی رفتاری (CBT)، یک درمانگر با شما همکاری می کند تا الگوهای فکری ناسالم را کشف کند و تشخیص دهد که چگونه ممکن است باعث ایجاد رفتارها، واکنش ها و باورهای مضر در مورد شما شوند.

درمانگر شما ممکن است «تکالیف» را به شما محول کند که در آن تمرین کنید افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید.

رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT)
رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) مشابه CBT است، اما به جای مبارزه با آنها، بر اعتبارسنجی یا پذیرش افکار، احساسات و رفتارهای ناراحت کننده تأکید دارد.

تئوری این است که با کنار آمدن با افکار یا احساسات مضر خود، می توانید بپذیرید که تغییر امکان پذیر است و یک برنامه بهبودی ایجاد کنید.

روان درمانی
درمان روان پویایی شکلی از گفتار درمانی است که برای کمک به درک بهتر و کنار آمدن با زندگی روزمره طراحی شده است. درمان روان پویایی بر اساس این ایده استوار است که واقعیت امروزی شما بر اساس تجربیات ناخودآگاه دوران کودکی شما شکل گرفته است(19).

در این شکل از درمان، درمانگر به شما کمک می کند تا دوران کودکی و تجربیات خود را بازتاب داده و بررسی کنید تا به شما در درک و کنار آمدن با زندگی خود کمک کند.

نور درمانی
قرار گرفتن در معرض دوزهای نور سفید می تواند به تنظیم خلق و خو و بهبود علائم افسردگی کمک کند. نور درمانی معمولا در اختلال عاطفی فصلی استفاده می شود که امروزه به آن اختلال افسردگی اساسی با الگوی فصلی می گویند.

درمان تشنج الکتریکی (ECT)
درمان تشنج الکتریکی (ECT) از جریان های الکتریکی برای القای تشنج استفاده می کند و نشان داده شده است که به افراد مبتلا به افسردگی بالینی کمک می کند. این دارو در افراد مبتلا به افسردگی شدید یا افسردگی که به سایر درمان ها یا داروهای ضد افسردگی مقاوم است استفاده می شود.

در طی یک روش ECT، یک ماده بیهوشی دریافت خواهید کرد که شما را تقریباً 5 تا 10 دقیقه می خواباند.

متخصص مراقبت های بهداشتی شما پدهای نظارت بر قلب را روی قفسه سینه و چهار الکترود را در نواحی خاصی از سر شما قرار می دهد. سپس آنها پالس های الکتریکی کوتاه را برای چند ثانیه ارسال می کنند. شما نه تشنج می کنید و نه جریان الکتریکی را احساس می کنید و حدود 5 تا 10 دقیقه پس از درمان از خواب بیدار می شوید.

عوارض جانبی شامل سردرد، حالت تهوع، درد و درد عضلانی و گیجی یا بی‌حسی است.

بیماران همچنین ممکن است دچار مشکلات حافظه شوند، اما این مشکلات معمولاً در هفته‌ها و ماه‌ها پس از درمان باقی می‌مانند

درمان های جایگزین

از پزشک خود در مورد درمان های جایگزین برای افسردگی سوال کنید. بسیاری از مردم ترجیح می دهند از درمان های جایگزین در کنار روان درمانی و دارو درمانی سنتی استفاده کنند. برخی از نمونه ها عبارتند از:

مراقبه. استرس، اضطراب و خشم محرک های افسردگی هستند، اما مدیتیشن می تواند به تغییر نحوه واکنش مغز شما به این احساسات کمک کند. مطالعات نشان می‌دهد که تمرین‌های مدیتیشن می‌تواند به بهبود علائم افسردگی و کاهش احتمال عود افسردگی کمک کند(20).

طب سوزنی. طب سوزنی نوعی طب سنتی چینی است که ممکن است به کاهش برخی علائم افسردگی کمک کند. در طی طب سوزنی، یک پزشک از سوزن برای تحریک نواحی خاصی در بدن به منظور درمان طیف وسیعی از شرایط استفاده می کند. تحقیقات نشان می دهد که طب سوزنی ممکن است به درمان های بالینی کمک کند تا بهتر عمل کنند و ممکن است به اندازه مشاوره موثر باشد(21).

درمان های طبیعی و نکات سبک زندگی

ورزش

3 تا 5 روز در هفته 30 دقیقه فعالیت بدنی داشته باشید. ورزش می تواند تولید اندورفین را در بدن افزایش دهد، هورمونی که خلق و خوی شما را بهبود می بخشد.

از مصرف الکل و مواد خودداری کنید

نوشیدن الکل یا استفاده نادرست از مواد ممکن است برای مدتی احساس بهتری در شما ایجاد کند. اما در دراز مدت، این مواد می توانند علائم افسردگی و اضطراب را بدتر کنند.

یاد بگیرید که چگونه محدودیت ایجاد کنید

احساس غرق شدن می تواند علائم اضطراب و افسردگی را بدتر کند. تعیین حد و مرز در زندگی حرفه ای و شخصی می تواند به شما کمک کند احساس بهتری داشته باشید.

مراقب خودت باش

همچنین می توانید با مراقبت از خود علائم افسردگی را بهبود بخشید. این شامل خواب کافی، خوردن یک رژیم غذایی سالم، دوری از افراد منفی و شرکت در فعالیت های لذت بخش است.

گاهی اوقات افسردگی به دارو پاسخ نمی دهد. در صورت عدم بهبود علائم، متخصص مراقبت های بهداشتی شما ممکن است گزینه های درمانی دیگری را توصیه کند.

این گزینه ها شامل درمان تشنج الکتریکی (ECT) یا تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال مکرر (rTMS) برای درمان افسردگی و بهبود خلق و خوی شما می شود.

مکمل

چندین نوع مکمل ممکن است تأثیر مثبتی بر علائم افسردگی داشته باشند.

S-adenosyl-L-methionine (SAMe)
برخی از تحقیقات نشان می دهد که این ترکیب ممکن است علائم افسردگی را کاهش دهد(22). این اثرات به بهترین وجه در افرادی که SSRI مصرف می کردند مشاهده شد. اما نتایج این تحقیق قطعی نیست و نیاز به تحقیقات بیشتری است.

5-هیدروکسی تریپتوفان (5-HTP)
5-HTP ممکن است سطح سروتونین را در مغز افزایش دهد که می تواند علائم را کاهش دهد(23). بدن شما این ماده شیمیایی را زمانی که تریپتوفان، بلوک ساختمانی پروتئین، مصرف می کنید، می سازد. با این حال، مطالعات بیشتری مورد نیاز است.

اسیدهای چرب امگا 3
این چربی های ضروری برای رشد عصبی و سلامت مغز مهم هستند. افزودن مکمل های امگا 3 به رژیم غذایی می تواند به کاهش علائم افسردگی کمک کند(24). با این حال، شواهد متناقضی وجود دارد و تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.

ویتامین ها
ویتامین ها برای بسیاری از عملکردهای بدن مهم هستند. تحقیقات نشان می دهد که دو ویتامین به ویژه برای کاهش علائم افسردگی مفید هستند:

ویتامین B: ویتامین ب12 و ب6 برای سلامت مغز حیاتی هستند. وقتی سطح ویتامین B شما پایین باشد، خطر ابتلا به افسردگی ممکن است بالاتر باشد(25).
ویتامین D: گاهی اوقات ویتامین آفتاب نامیده می شود، ویتامین D برای سلامت مغز، قلب و استخوان مهم است. ممکن است ارتباطی بین کمبود ویتامین D و افسردگی وجود داشته باشد، اما تحقیقات بیشتری مورد نیاز است(26).

بسیاری از گیاهان، مکمل‌ها و ویتامین‌ها ادعا می‌کنند که به کاهش علائم افسردگی کمک می‌کنند، اما اکثر آنها در تحقیقات بالینی مؤثر نیستند.

درباره گیاهان، ویتامین‌ها و مکمل‌هایی که تا حدی نویدبخش هستند، بیاموزید و از متخصص مراقبت‌های بهداشتی خود بپرسید که آیا برای شما مناسب است یا خیر.

تست افسردگی

هیچ آزمایشی برای تشخیص افسردگی وجود ندارد. اما پزشک شما می تواند بر اساس علائم و ارزیابی روانشناختی شما تشخیص دهد.

در بیشتر موارد، آنها یک سری سوالات در مورد شما می پرسند:

  • خلق و خوی
  • اشتها، میل
  • الگوی خواب
  • سطح فعالیت
  • اندیشه ها

از آنجا که افسردگی می تواند با سایر مشکلات سلامتی مرتبط باشد، متخصص مراقبت های بهداشتی شما نیز ممکن است معاینه فیزیکی انجام دهد و دستور آزمایش خون بدهد. گاهی اوقات مشکلات تیروئید یا کمبود ویتامین D می تواند علائم افسردگی را ایجاد کند.

مهم است که علائم افسردگی را نادیده نگیرید. اگر خلق و خوی شما بهتر نشد یا بدتر شد، به دنبال کمک پزشکی باشید. افسردگی یک بیماری جدی سلامت روان با پتانسیل عوارض است.

اگر درمان نشود، عوارض می تواند فهرستی از زیر باشد(27):

  • افزایش یا کاهش وزن
  • درد فیزیکی
  • اختلال مصرف مواد
  • موارد وحشت زدگی
  • مشکلات رابطه
  • ایزوله سازی اجتماعی
  • افکار خودکشی
  • خود آزاری

انواع افسردگی

بسته به شدت علائم افسردگی را می توان به دسته هایی تقسیم کرد. برخی از افراد دوره های خفیف و موقتی را تجربه می کنند، در حالی که برخی دیگر دوره های افسردگی شدید و مداوم را تجربه می کنند.

دو نوع اصلی وجود دارد: اختلال افسردگی اساسی و اختلال افسردگی مداوم.

اختلال افسردگی اساسی

اختلال افسردگی اساسی (MDD) شکل شدیدتر افسردگی است. با احساس مداوم غم، ناامیدی و بی ارزشی مشخص می شود که به خودی خود از بین نمی روند.

برای تشخیص افسردگی بالینی، باید پنج یا بیشتر از علائم زیر را در یک دوره 2 هفته ای تجربه کنید:

  • بیشتر روز احساس افسردگی می کند
  • از دست دادن علاقه به بیشتر فعالیت های منظم
  • کاهش یا افزایش وزن قابل توجه
  • زیاد خوابیدن یا نخوابیدن
  • کند شدن تفکر یا حرکت
  • خستگی یا کم انرژی در اکثر روزها
  • احساس بی ارزشی یا گناه
  • از دست دادن تمرکز یا عدم تصمیم گیری
  • افکار مکرر مرگ یا خودکشی

انواع مختلفی از اختلال افسردگی اساسی وجود دارد که انجمن روانپزشکی آمریکا از آنها به عنوان “مشخص کننده” یاد می کند.

اینها عبارتند از(28):

  • ویژگی های غیر معمول
  • پریشانی مضطرب
  • ویژگی های ترکیبی
  • شروع حین زایمان، در دوران بارداری یا درست پس از زایمان
  • الگوهای فصلی
  • ویژگی های مالیخولیایی
  • ویژگی های روان پریشی
  • کاتاتونیا

اختلال افسردگی مداوم

اختلال افسردگی مداوم (PDD) در گذشته به نام دیس تایمیا شناخته می شد. این یک نوع خفیف تر، اما مزمن افسردگی است.

برای اینکه تشخیص داده شود، علائم باید حداقل 2 سال طول بکشد(29). PDD می تواند زندگی شما را بیشتر از افسردگی اساسی تحت تاثیر قرار دهد زیرا مدت طولانی تری ادامه دارد.

برای افراد مبتلا به PDD معمول است که:

  • از دست دادن علاقه به فعالیت های عادی روزانه
  • احساس ناامیدی
  • عدم بهره وری
  • عزت نفس پایینی دارند

افسردگی را می توان با موفقیت درمان کرد، اما مهم است که به برنامه درمانی خود پایبند باشید.

زندگی با افسردگی می تواند دشوار باشد، اما درمان می تواند به بهبود کیفیت زندگی شما کمک کند. با متخصص مراقبت های بهداشتی خود در مورد گزینه های احتمالی صحبت کنید.

افسردگی پس از زایمان

افسردگی پس از زایمان به افسردگی پس از تولد کودک گفته می شود. این یک اختلال شایع پس از بارداری است که از هر 9 والدین جدید، 1 نفر را تحت تاثیر قرار می دهد(30).

معمولاً افراد پس از زایمان دچار «بیبی بلوز» یا احساس غم و اندوه یا پوچی می شوند. برای بسیاری از افراد، این علائم ظرف چند روز از بین می روند.

اما اگر بیش از 2 هفته پس از زایمان احساس غمگینی، ناامیدی یا پوچی می کنید، ممکن است افسردگی پس از زایمان داشته باشید.

علائم افسردگی پس از زایمان می تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد و می تواند شامل فهرستی از زیر باشد(31):

  • احساس بی قراری یا بد خلقی
  • احساس غمگینی، ناامیدی یا غرق شدن
  • داشتن افکار صدمه زدن به نوزاد یا خود
  • عدم علاقه به کودک، احساس عدم ارتباط یا اینکه انگار کودک شما مال شخص دیگری است
  • بدون انرژی و انگیزه
  • خوردن خیلی کم یا زیاد
  • خیلی کم یا زیاد خوابیدن
  • داشتن مشکل در تمرکز
  • داشتن مشکلات حافظه
  • احساس بی ارزشی، گناه، یا مانند یک والدین بد
  • کناره گیری از فعالیت هایی که زمانی از آن لذت می بردید
  • کناره گیری از دوستان و خانواده
  • داشتن سردرد، درد یا مشکلات معده که از بین نمی روند
  • احساس پوچی، عدم ارتباط، یا اینکه انگار ممکن است کودک را دوست نداشته باشید یا از او مراقبت نکنید

تصور می شود که افسردگی پس از زایمان توسط تغییرات هورمونی چشمگیری که پس از بارداری رخ می دهد، ایجاد می شود(32).

افسردگی دوقطبی در انواع خاصی از اختلال دوقطبی زمانی رخ می دهد که فرد یک دوره افسردگی را تجربه می کند.

اختلال دوقطبی یک اختلال روانی است که باعث تغییرات مشخصی در خلق و خو، انرژی، تمرکز و توانایی انجام وظایف روزانه شما می شود(33).

سه نوع اختلال دوقطبی وجود دارد که همگی شامل دوره‌هایی هستند که به عنوان دوره‌های شیدایی شناخته می‌شوند، که در آن احساس می‌کنید به شدت «بالا»، خوشحال یا پرانرژی می‌شوید، و دوره‌های افسردگی که در آن احساس «افسردگی»، غمگینی یا ناامیدی می‌کنید.

اگر مبتلا به اختلال دوقطبی هستید، تشخیص اثرات مضر هر «اپیزود خلقی» دشوار است.

افرادی که یک دوره افسردگی دارند ممکن است(34):

  • احساس غمگینی، ناامیدی یا پوچی می کند
  • احساس کندی یا بی قراری کنید
  • در به خواب رفتن مشکل دارید، خیلی زود بیدار می شوید یا زیاد می خوابید
  • افزایش اشتها و افزایش وزن دارند
  • خیلی آهسته صحبت کنید، چیزها را فراموش کنید یا احساس کنید چیزی برای گفتن ندارند
  • در تمرکز یا تصمیم گیری مشکل دارند
  • احساس ناتوانی در انجام وظایف اساسی
  • علاقه کمی به فعالیت ها دارند
  • کاهش یا عدم وجود میل جنسی دارند
  • فکر مرگ یا خودکشی

علائم در طول یک دوره افسردگی هر روز در بیشتر روز ادامه دارد و می تواند چندین روز یا چند هفته ادامه داشته باشد.

اگر اختلال دوقطبی درمان شود، بسیاری از آنها علائم افسردگی کمتر و شدیدتری را تجربه خواهند کرد، اگر دوره های افسردگی را تجربه کنند.

افسردگی و اضطراب

افسردگی و اضطراب می تواند همزمان در فرد بروز کند. در واقع، تحقیقات نشان داده است که بیش از 70 درصد از افراد مبتلا به اختلالات افسردگی دارای علائم اضطراب هستند(35).

اگرچه تصور می شود که آنها به دلایل مختلف ایجاد می شوند، افسردگی و اضطراب می توانند چندین علامت مشابه ایجاد کنند که می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تحریک پذیری
  • مشکل در حافظه یا تمرکز
  • مشکلات خواب

این دو بیماری همچنین برخی از درمان های مشترک دارند.

هم اضطراب و هم افسردگی را می توان با موارد زیر درمان کرد:

  • درمان، مانند درمان شناختی رفتاری
  • دارو
  • درمان های جایگزین، از جمله هیپنوتیزم درمانی

اگر فکر می‌کنید علائم یکی از این بیماری‌ها یا هر دوی آن‌ها را تجربه می‌کنید، با متخصص مراقبت‌های بهداشتی خود قرار ملاقات بگذارید. شما می توانید با آنها کار کنید تا علائم اضطراب و افسردگی و نحوه درمان آنها را شناسایی کنید.

افسردگی و اختلال وسواس اجباری (OCD)

اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) نوعی اختلال اضطرابی است. باعث ایجاد افکار، اصرار و ترس های ناخواسته و مکرر (وسواس) می شود.

این ترس‌ها باعث می‌شوند که رفتارها یا تشریفات (اجبار) مکرری را انجام دهید که امیدوارید استرس ناشی از وسواس‌های فکری را کاهش دهد.

افراد مبتلا به OCD اغلب خود را در حلقه ای از وسواس و اجبار می بینند. اگر این رفتارها را داشته باشید، ممکن است به خاطر آنها احساس انزوا کنید. این می تواند منجر به کناره گیری از دوستان و موقعیت های اجتماعی شود که می تواند خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهد.

غیرمعمول نیست که فرد مبتلا به OCD نیز افسردگی داشته باشد. داشتن یک اختلال اضطرابی می تواند شانس شما را برای ابتلا به اختلال دیگر افزایش دهد. تا 80 درصد افراد مبتلا به OCD دارای دوره های افسردگی اساسی هستند(36).

این تشخیص دوگانه برای کودکان نیز نگران کننده است. رفتارهای اجباری آنها، که ممکن است ابتدا در سنین جوانی ایجاد شود، می تواند باعث شود آنها احساس غیرعادی کنند. این می تواند منجر به کناره گیری از دوستان شود و احتمال ابتلای کودک به افسردگی را افزایش دهد.

افسردگی همراه با روان پریشی

برخی از افرادی که مبتلا به افسردگی شدید تشخیص داده شده اند ممکن است علائم اختلال روانی دیگری به نام روان پریشی را نیز داشته باشند. هنگامی که این دو حالت با هم اتفاق می افتد، به عنوان روان پریشی افسردگی شناخته می شود.

روان پریشی افسردگی باعث می شود افراد چیزهایی را ببینند، بشنوند، باور کنند یا ببویند که واقعی نیستند. افراد مبتلا به این بیماری ممکن است احساس غم، ناامیدی و تحریک پذیری را نیز تجربه کنند.

ترکیب این دو حالت به ویژه خطرناک است. این به این دلیل است که فرد مبتلا به روان پریشی افسردگی ممکن است هذیان هایی را تجربه کند که باعث می شود افکار خودکشی یا خطرات غیرعادی را متحمل شوند.

مشخص نیست چه چیزی باعث ایجاد این دو بیماری می شود یا چرا می توانند با هم رخ دهند، اما درمان می تواند با موفقیت علائم را کاهش دهد. درمان ها شامل داروها و درمان تشنج الکتریکی (ECT) است.

درک عوامل خطر و علل احتمالی می تواند به شما کمک کند از علائم اولیه آگاه شوید.

افسردگی در بارداری

بارداری اغلب اوقات هیجان انگیزی برای افراد است. با این حال، هنوز هم ممکن است یک زن باردار افسردگی را تجربه کند.

علائم افسردگی در دوران بارداری عبارتند از:

  • تغییر در اشتها یا عادات غذایی
  • احساس ناامیدی
  • اضطراب
  • از دست دادن علاقه به فعالیت ها و چیزهایی که قبلاً از آنها لذت می بردید
  • غم و اندوه مداوم
  • مشکلات تمرکز یا به خاطر سپردن
  • مشکلات خواب، از جمله بی خوابی یا خواب زیاد
  • افکار مرگ یا خودکشی

درمان افسردگی در دوران بارداری ممکن است به طور کامل بر گفتار درمانی و سایر درمان های طبیعی متمرکز باشد.

در حالی که برخی از زنان در دوران بارداری خود داروهای ضد افسردگی مصرف می کنند، مشخص نیست که کدام یک از آنها بی خطرتر هستند. ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی شما ممکن است شما را تشویق کند تا یک گزینه جایگزین را تا پس از تولد نوزاد خود امتحان کنید.

خطرات افسردگی می تواند پس از تولد نوزاد ادامه یابد. افسردگی پس از زایمان که به آن اختلال افسردگی اساسی با شروع حوالی زایمان نیز گفته می شود، یک نگرانی جدی برای تازه مادران است.

افسردگی و الکل

تحقیقات ارتباط بین مصرف الکل و افسردگی را نشان داده است. افرادی که افسردگی دارند بیشتر احتمال دارد از الکل سوء استفاده کنند.

از 20.2 میلیون بزرگسال آمریکایی که اختلال مصرف مواد را تجربه کردند، حدود 50 درصد یک بیماری روانی همزمان داشتند(37).

نوشیدن مکرر الکل می تواند علائم افسردگی را بدتر کند و افرادی که افسردگی دارند بیشتر احتمال دارد از الکل سوء استفاده کنند یا به آن وابسته شوند.

پیشگیری از افسردگی

به طور کلی افسردگی قابل پیشگیری در نظر گرفته نمی شود. تشخیص علت آن سخت است، به این معنی که پیشگیری از آن دشوارتر است.

اما هنگامی که یک دوره افسردگی را تجربه کردید، ممکن است با یادگیری اینکه کدام تغییرات سبک زندگی و درمان‌ها مفید است، برای پیشگیری از یک دوره بعدی آماده باشید.

تکنیک هایی که ممکن است کمک کند عبارتند از:

  • ورزش منظم
  • خواب زیاد
  • حفظ درمان ها
  • کاهش استرس
  • ایجاد روابط قوی با دیگران

تکنیک ها و ایده های دیگر نیز ممکن است به شما در پیشگیری از افسردگی کمک کند.


برچسب ها:

نظر شما درباره این مقاله چیست؟

از ۱ تا ۵ امتیاز بدید.

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد رای: 0

اولین فردی باشید که امتیاز می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین مقالات

ورود

عضویت

ارسال مجدد رمز عبور یکبار مصرف (00:60)

حرکات تمرینی